
شماره ۱۸ ماهنامه دانش تبلیغات (تير و مرداد 1385) در 66 صفحه و به قيمت 2500 تومان منتشر شد.
در اين شماره دانش تبليغات ميخوانيم:
استفاده از تكنيك مهندسي ارزش در كمپينهاي تبليغاتي / بهنود اللهوردي نيك
جايگاه تبليغات در قرآن
پانصد نكته مهم بازاريابي (قسمت ششم) / پرويز درگي
راهنماي تبليغات (قسمت دوم)
گفتوگو با احمد آرام مديرعامل شركت بلاغ نور
بررسي ويژگيها و روند تغييرات در رسانههاي تبليغات بازرگاني / عليرضا ملكي
ارتباط موثر با مشتريان از طريق بستهبندي و رنگ / پرويز درگي
مالتي مديا ابزار تبليغاتي روز
تاريخ عكاسي تبليغاتي (قسمت پنجم) / علي اتحاد
تبليغات هيتلري / محمد سلطاني
فهرست شركتهاي فعال در ساخت و پخش تيزر
چهارراه تبليغات (قسمت چهارم) / امير بختايي، شادي گلچينفر
تبليغات بيبرنامه / محمد سلطاني
راز پشت تبليغات ميليون دلاري / ترجمه پرستو باقرنژاد
"... اكنون بلاگ سرويس بلاگفا كه مدتها پيش خبرهايي مبني بر فروخته شدن آن شنيده شده بود؛ توسط عليرضا شيرازي مالك و مدير قبلي آن فروخته شده تا در معاملات سايتهاي اينترنتي برگ جديدي را رقم بزند. خبر فروش بلاگفا كه اكنون از بزرگترين سرويس وبلاگهاي فارسي است و تعداد زيادي كاربر دارد كه سهمي را براي توليد محتوا در آن به خود اختصاص دادهاند؛ موضوعي است كه كاربران را دچار نگرانيهايي در خصوص وضعيت محتواهاي توليدشدهشان كرده است..." [کامل]
در همین زمینه:
بلاگفا فروخته نشده است
ابهام در موضوع فروش سرويس بلاگفا به يک شركت نرمافزاری
در صورت عدم انتقال بلاگفا؛ چارهای جز مسدود كردن سايت نخواهيم داشت
مراجع قضايی تعيين کننده مالکيت بلاگفا هستند
"امروزه فرآیند رسانهای شدن، فرآیندی است که بیش از هر فرآیند دیگری زندگی اجتماعی را در سطح وسیعی دگرگون میکند؛ تکامل فرآیند رسانهای شدن نه تنها رو به رشد است، بلکه روز به روز مهمتر میشود و تغییرات زیادی در شکلهای آن صورت میگیرد، تغییراتی که قابل پیشبینی نیستند..." [متن]
"درباره اضمحلال تمدنها و امپراتوريها نظريههاي زيادي ارائه شده است. اما يكي از عواملي كه موجبات اضمحلال امپراتوري را فراهم ميآورد، وجود تناقضات داخلي زيادي است كه علاوه بر وارد آوردن تناقضات مشروعيت امپراتوري از داخل، نهايتا سقوط آن را موجب ميشود. چنين شرايطي را نيز ميتوان براي امپراتوري ايالات متحده صادق دانست زيرا تناقضات فراوان داخلي در اين امپراتوري وجود دارد..." [کامل]
مرتبط: شناخت امپراتوری آمریکا
"مثل نرمخبر است: ساده و دوست داشتني. القابش بزرگ و شايسته است: استاد، دكتر، مترجم. اما مخاطبش حس نميكند با يك هاردنيوز روبهروست. هنوز سافتي هواي شهرستان را دارد، سافت حرف ميزند، سافت درس ميدهد و سافت تعريف ميكند كه خستگي را حس نميكني. استاد بزرگ خبرنويسي مدرن و پيشكسوت روزنامهنگاري دهههاي گذشته، همه مشخصههاي هر دو عصر را در خود جمع كرده است: تجربه و تيزبيني كهنه كارها را و جسارت و هوش نسل جديد را.
امروز در روزنامه اطلاعات، ميزبان آقاي دكتر يونس شكرخواه بوديم. البته خودش اشاره كرد كه اطلاعات، خانه اولش بوده؛ و از خاطرات دوره جواني و ترجمههايش گفت كه به سرويس خارجي اطلاعات ميداده است. استاد براي ما از شيوههاي خبرنويسي مدرن، و بهخصوص از نرمخبر گفت. بعد از جلسه، همكاران خيلي راضي بودند. واقعا مفيد بود.
سافتنيوز تحميلي است از سوي رسانههاي جديد، مثل اينترنت. اين را استاد گفت. من به اين فكر ميكنم كه بعد از سافت نيوز، نوبت كدام سبك است كه شايد هنوز خلق نشده باشد و اينكه آيا ما هم ميتوانيم خودمان سبكهاي جديدي بسازيم و به ديگران عرضه كنيم؟..." [یادداشت دکتر نگین حسینی]
"اگر چه قلمرو علايق من مطالعات جهانيشدن و جهان مجازي با رويكرد بين رشتهاي مطالعات فرهنگي است و به تناسب حوزه كار حرفهاي خود، بايد زودتر از اينها در فضاي مجازي حاضر ميشدم، اما همواره با خودم درگير بودم كه آيا حضور در اين فضاي بزرگ جهاني در ظرفيت من هست يا خير؟ و همچنان در تحير اين ابهام هستم. بايد سالم و صادق عرض كنم كه آمدنم، احترامي است به درخواست دانشجويانم و توقع همكارانم. همينجا بايد عرض كنم "فضاي مجازي" از نظر من، يك تكنولوژي از سنخ "تك تكنولوژيها" مثل ماشين لباسشويي و يخچال و يا حتي تكنولوژيهاي رسانهاي مثل راديو، تلويزيون و سينما نيست. جهان مجازي يك "ابر تكنولوژي" است كه در ذات جهان شمول خود، بعد ابزاري آن بسيار كمرنگ ميشود و جهان واقعي را به جهان مجازي نزديك ميكند. در واقع "جهان تكنولوژي" است كه همه فضاي جهان واقعي را با همه موجوديتهاي "تكنولوژيك و غيرتكنولوژيك" آن تكرار ميكند. پس، اين فضا، بزرگ، حكيم و فراگير است..." [لینک]
"در فرانسه در هر رشته دانشگاهی سالیانه تعداد زیادی همایش با شکلهای مختلف برگزار میشود. یکی از آنها دکتریال نام دارد که دانشجویان دکترا را برای بعد از تز و کار کردن در شرکتها آماده میکند. از کارهایی که در این نوع همایش انجام میشود اینست که از استادان و مدیران شرکتها دعوت میشود تا در از تجربیاتشان بگویند..." [بیشتر]
"اگر تصویر را ویژگی ذاتی و مبنای اهمیت خبر تلویزیونی بدانیم، باید گفت که برخی از بخشهای خبری تلویزیون ما فاقد چنین خصوصیتی است، بهویژه درباره اتفاقاتی که واقعا ارزش خبری دارند و خبر آنها بلافاصله در نخستین بخشها پخش میشود..." [متن]
"در آشفته شهری همچون بزرگترین شهر برزیل، نادیده انگاشتن تاثیر و فشار آگهیهای انبوه آن غیرممکن است؛ بیلبوردهای عظیمی که بر آسمانخراشهای بلند در دو ردیف خیابانها خودنمایی میکنند، میکوشند کالاهای متفاوت تولیدکنندگان را در ترافیک شلوغ شهر به راکبان خودروها معرفی کنند..." [کامل]
سي و چهارمين دوره آموزش كوتاهمدت رشتههاي روزنامهنگاري و گرافيك مطبوعاتي از اول مهرماه 1385 آغاز ميشود.
روابطعمومي دفتر مطالعات و توسعه رسانهها به نقل از معاون آموزشي آن دفتر اعلام كرد: برنامه آموزشي اين دوره با دو تغيير در عنوان درسها در مهر ماه امسال برگزار مي شود.
در رشته روزنامهنگاري درس ارتباطات بينالملل جاي خود را به درس مباني روزنامهنگاري آنلاين داد و در رشته گرافيك مطبوعاتي درس صفحهآرايي در مطبوعات 2 حذف و صفحهآرايي با نرمافزارهاي حرفهاي جايگزين شده است.
مدرسان دروس ياد شده جناب آقاي دكتر شكرخواه و جناب آقاي دالوند هستند. [جزئیات]
دبيرخانه سيزدهمين جشنواره مطبوعات اسامي اعضاي هيات داوران نهايي سيزدهمين جشنواره مطبوعات و اولين جشنواره خبرگزاريها را اعلام کرد.
دکتر يونس شکرخواه، دکتر محسن اسماعيلي، دکتر مهدي فرقاني، عباس سليمينمين، شفيعي سروستاني، دکتر حسامالدين آشنا و رضا مقدسي به عنوان اعضاي هيات داوران نهايي معرفي شدند. [متن]
"چندي پيش نگارنده وبلاگ منتقد ارتباطات كه گاها نظرات و انتقادهاي جسورانهاي را در باره آثار و اظهارات اربابان انديشه منتشر ميكند، متعاقب انتشار خبري مبني بر پذيرش دانشجو در مقطع دكتري ارتباطات در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران در پستي ابراز كرده كه اساتيد اين گروه صلاحيت راهاندازي چنين دورهاي را ندارند. وي از جمله مصاديق اين ادعا به عدم راهاندازي وب سايت و يا حتي وبلاگ از سوي اساتيد گروه اشاره كرده بود..." [کامل]
مرتبط:
آيا دكترای مترجمی ارتباطات در دانشگاه تهران تاسيس میشود؟
كميته حفاظت از روزنامهنگاران گزارش داد كه در ماه به طور ميانگين تقريبا بيش از سه خبرنگار در سراسر جهان كشته ميشوند. [بیشتر]
"... واژه "فضاي سايبر" را نخستين بار ويليام گيبسون William Gibson نويسنده داستان علمي تخيلي در كتاب نورومنسر Neuromancer در سال 1984 به كار برده است.
فضاي سايبر در معنا به مجموعههايي از ارتباطات دروني انسانها از طريق كامپيوتر و مسائل مخابراتي بدون در نظر گرفتن جغرافياي فيزيكي گفته ميشود.
يك سيستم آنلاين نمونهاي از فضاي سايبر است كه كاربران آن ميتوانند از طريق ايميل با يكديگر ارتباط برقرار كنند. برخلاف فضاي واقعي، در فضاي سايبر نياز به جابجاييهاي فيزيكي نيست و كليه اعمال فقط از طريق فشردن كليدها ياحركات ماوس صورت ميگيرد..." [کامل]
براي روزنامهنگاري مرامنامههاي متعددي نوشته شده است تا كار گردآوري رويدادها، ترجمه و تفسير اطلاعات و تهيه خبر، به گونهاي امانتدارانه، صادقانه و بيطرفانه صورت گيرد: [يكی از آنها]
چهارمین نشست تخصصی خبر با عنوان "نقش تولید و سوژهیابی در چینش اخبار" با حضور حسين قندي و اكبر نصراللهي در سالن كنفرانس معاونت سیاسی صدا و سیما برگزار شد. [بیشتر]
در همین زمینه:
ساده و صمیمی خبر بگو! ـ مازیار ناظمی
"راه منتهی به یازده سپتامبر" سفری است میان دو حمله تروریستی به برجهای مرکز تجارت جهانی در نیویورک؛ حمله فوریه ۱۹۹۳ و حمله سپتامبر ۲۰۰۱. [متن]
"تبلیغات به عنوان یک صنعت اطلاعرسانی به همراه ایجاد هیجان برای خرید، جزء لاینفک زندگی امروزه درآمده است. همانطور که همه تولیدکنندگان محصول استاندارد تولید نمیکنند و یا خدمات خود را آنچنان که میگویند ارائه نمیکنند، ولی باز هم صنعت تبلیغات به آنها کمک میکند تا بتوانند بفروشند..." [ادامه]
بررسي تفاوتها و شباهتهاي روزنامهنگاري آنلاين و سنتي نياز به منطق جديد و بازنگري در يافتههاي قبلي اين عرصه دارد.
"سعيد عاملي" با بيان اين مطلب در اولين نشست آموزشي مرکز آموزش همشهري با عنوان "نشست تعاملي روزنامهنگاري آنلاين" گفت: "روزنامهنگاري آنلاين با سنتي در سه قلمرو ظرفيتهاي توليد، تعامل رسانه با مخاطب و تفاوت عامل زمان و مکان با يکديگر متفاوت هستند."
استاد ارتباطات دانشگاه تهران با بيان اينکه روزنامهنگاري سنتي براي رسيدن به روزنامهنگاري آنلاين از پنج مرحله گذر داشته است، اظهار کرد: "انتقال روزنامهنگاري فيزيکي به مجازي، انتقال روزنامهنگاري مرکزي به غيرمرکزي، انتقال روزنامهنگاري آنالوگ به ديجيتال، انتقال روزنامهنگاري متني و تکرسانه به چند متني و چند رسانهاي و انتقال روزنامهنگاري پيوسته به روزنامهنگاري هايپرتکست از مراحل انتقال و گذار از روزنامهنگاري سنتي به روزنامهنگاري آنلاين است." [کامل]
تعاملی در زمينه روزنامهنگاری آنلاين
روزنامهنگاری آنلاين در همشهری بررسی شد
دکتر یونس شكرخواه: رسانههای مدرن، شكنندهاند
آيا وبلاگنويسی، روزنامهنگاری است؟
"تحقیق در مورد وبلاگ برای متخصصین ارتباطات فرانسوی خیلی جالب است. چون در حال حاضر کار آکادمیک جدی در این زمینه وجود ندارد. حالا اگر پای ایران و وبلاگ ایرانی وسط بیاید که بیشتر توجهشان جلب میشود..." [لینک]
"... ايران به لحاظ آماري يكي از بالاترين و يا اولين كشوري است كه بهصورت روزانه بيش از ۵۵ عنوان روزنامه منتشر ميكند و اين آمار جدا از هفتهنامهها و ساير جرايدي است كه به چاپ ميرسد. حجم عظيمي از اطلاعات و اخبار كه بدون شك تاثيرگذارترين بخش آنرا نه از نظر مطلب بلكه از جهت جذب بيشترين مخاطب و القاي معاني به آنها، عكس به خود اختصاص ميدهد. در بين تمام جرايد كشور، جريدهاي نيست كه با انتشار عكس در زمينههاي مختلف سعي در انتقال پيامهاي خود به مخاطبينش داشته باشد. عكسها در قالب مقالات، اخبار، گزارشات و... به كمك متن ميآيند و اين در حالي است كه اين عكسها بهعنوان رسانهاي در قالب رسانهاي ديگر است نه رسانهاي مستقل..." [متن]
"... بياعتنايي به رسانههاي فرهنگي و ناديده گرفتن جايگاه مهم آنها، نه تازگي دارد و نه مختص به دنياي مطبوعات در ايران است. نشريات فرهنگي و ادبي وزين و پرمحتوا حتي در كشورهايي كه در آنها مطالعه رواج عام دارد و تيراژ روزنامهها و مجلههاي رنگارنگ هفتگي سر به ميليون ميگذارد، گسترش چنداني ندارد و دوام و پايداريشان بيشتر بسته به سياستگذاري فرهنگي اين كشورهاست كه به موجب آن حداقل يكسوم از نسخههاي اينگونه نشريات تخصصي و فرهنگي را كتابخانههاي عمومي و دانشگاهها و دبيرستانها و ديگر موسسات و نهادهاي آموزشي و پرورشي خريدارند و از اين طريق است كه نه تنها ادامه حيات نشريههاي فرهنگي تضمين ميشود، بلكه امكان رشد و گسترش آنان نيز فراهم ميآيد..." [بیشتر]
"... بررسيهاي تاريخي نشان ميدهد در ايران نظام اطلاعرساني همواره با انحصار رسانهها و وسايل ارتباط جمعي در دست دولت يا گروههاي خاص از يك سو و انتقال اطلاعات مخدوش و نادرست از سوي ديگر تصويري غلط از مسائل اجتماعي ارائه كردهاند كه لاجرم برنامهريزي و سياستگذاري براي حل مشكلات را به انحراف و بيراهه كشانده و مردم را نيز در تصميمهاي خود دچار سردرگمي و بلاتكليفي كرده است..." [بیشتر]
"چینش خبر تلویزیونی در تاثیرگذاری روی مخاطب نقش کانونی دارد. تاثیرگذاری از اصلیترین هدفهای هر بنگاه خبری است. بولتن خبر شامل دو بخش محتوی و شکل است.
بایدها و نبایدها در محتوا متبلور میشود. مرامنامه شامل همین بایدها و نبایدها است. سیاستگذاری هم در این عرصه میگنجد.
دروازهبانی خبر نخستین گام در این مسیر است. پردازش اطلاعات هم در این حوزه قابل تعریف است. دروازهبانی و پردازش اطلاعات یک فرآیند است؛ حالت پویا دارد. مدیریت خبر هم نقش هدایتکنندگی و ساماندهی این فرآیند را بر عهده دارد..." [کامل]
"... نگرش متفاوت دولتهای در جوامع در حال گذار به جريان آزاد اطلاعرسانی و روش آنها در برخورد با رسانهها و نقش و جايگاهی كه برای "ركن چهارم" دموكراسی در نظر میگيرند، يكی از بارزترين معيارهايی است كه میتوان بر اساس آن درباره نزديكی يا دوری اين نظامها به اصول دموكراسی داوری كرد. شايد حتی با برجسته كردن سلوك و سياستهايی كه نظامهای تماميتخواه در قبال رسانهها در پيش میگيرند، وجه تمايز آنها را با روش و منش دولتهای دموكرات در جوامع باز بتوان بهتر نشان داد.
گوناگونی مطبوعات و گسترش انتشار نشريات متنوع و متفاوت و بهطور كلی جايگاه شايسته رسانههای گوناگون در تنوير افكار و ايجاد فضای مناسب برای گفتوگو و برخورد سالم و سازنده نظرات و همچنين اهميتی كه رسانههای گروهی در ارتقای سطح آگاهی و تعالی فرهنگ و دانش عمومی دارند، بىگمان يكی از مهمترين عوامل توسعه فرهنگی و از نشانههای پويايی و تحرك هر جامعه است..." [کامل]
اوريانا فالاچی، روزنامه نگار و نويسنده ايتاليايی که بهخاطر مصاحبههايش با بسياری از شخصيتهای جهانی و نظرات بحثبرانگيز خود شهرت داشت، در گذشته است.
روز جمعه، 15 سپتامبر، گزارش شد که خانم فالاچی که از چند سال پيش به بيماری سرطان مبتلا بود، شامگاه پنجشنبه در سن هفتاد و شش سالگی در بيمارستانی در شهر فلورانس، ايتاليا، درگذشته است. [بیشتر]
به اعتقاد دكتر اميد مسعودي، حاكم نبودن فرهنگ رعايت حق كپيرايت در جامعه و نبود قانون در اين زمينه باعث ايجاد هرج و مرج در كارهاي تاليفي ميشود. [متن]
دكتر حسن نمكدوست: "... روزنامهنگاري به دليل درگير بودن با اين موضوع پيچيده، فراگير و مورد علاقه جامعه، جزو عجيبترين حرفهها است..." [متن]
"سايت سايبر ژورناليسم دات نت 10 نكته از تحولات مهم رسانههاي آنلاين در سال 2005 را منتشر كرده است. اين 10 نكته نشان ميدهد تا چه اندازه سرعت تحولات در حوزه رسانههاي آنلاين بالاست. در صورتي كه رسانههاي آنلاين ايراني به اين تحولات بياعتنا باشند نميتوانند خود را رسانههاي پيشرو بنامند. متاسفانه برخي از كارشناسان رسانه و مديران رسانهها تصور ميكنند، تنها با انتقال متن (text) به وب ميتوانند رسانه خود را رسانهاي مدرن بنامند و روزنامهها را رسانهاي سنتي خطاب كنند..." [کامل]
مرتبط:
چند وبلاگ و سایت مرجع در مورد روزنامهنگاری آنلاین
"اينترنت شبكهاي گسترده و بيحد و مرز است. اين شبكه گسترده مجموعهاي از شبكههاي كوچك متعدد است كه بهواسطه لينكهاي فعال بين كامپيوترها ايجاد ميشود.
اين شبكهها در ابتدا پروژهاي بود كه وزارت دفاع آمريكا در دهه 1960 تا اوايل دهه 1970 آنرا انجام داد. اين پروژه بهنام آرپانت ARPAnet معروف شد.
هدف اوليه آرپانت ايجاد ارتباط بين نظاميان ارتش آمريكا بود به نحوي كه به آساني بتوانند از بروز نقض و يا عملكرد پرسنل نظامي آگاه شوند و اقدام لازم را صورت دهند.
اين پروژه كه امروزه اينترنت خوانده ميشود در چهل سالي كه از عمر آن ميگذرد، دستخوش تحولات چشمگير شده و بر سطوح مختلفي از زندگي اجتماعي انسانها تاثيراتي عميق برجاي گذاشته است. به عنوان مثال، در اين مدت اين فناوري با بهرهگيري از بسياري از تكنولوژيهاي پيشرفته ديجيتالي، ابعاد وسيعي از صنعت و فرهنگ چاپي ما را به چالش كشيدهاند..." [کامل]
کتاب "روپرت مورداك؛ امپراتوري رسانهاي" نوشته ويليام شاوكراس است که اميرحسين بابالار آنرا به فارسی ترجمه کرده و از سوی نشر ساقي نیز به تازگی روانه بازار کتاب شده است.
مورداك براي خيليها نامي آشنا نيست، اما نقش رسانههايش در شكلگيري و انعكاس وقايع دنياي ما انكار نشدني است. "روپرت مورداك؛ امپراتوري رسانهاي" داستان زندگي اوست؛ داستاني از رابطه رسانه، قدرت و سياست.
آنچه ويليام شاوكراس با سبكي تقريبا ژورناليستي و حكايتي لحظهبهلحظه از زندگي مورداك در اين كتاب بيان داشته، متعلق به بخشهايي از زندگي شخصي، خانوادگي و حرفهاي مورداك تا سال 1993 است.
روپرت مرداك در خانوادهاي استراليايي از طبقه متوسط ولي پرنفوذ و قدرتمند چشم به جهان گشود. در جواني گرايشهاي سياسي چپ داشت و ولاديمير لنين را ميستود. در سال 1990 او با افتخار و ثباتقدم راستگرا و از دوستان و حاميان نزديك و سرسخت رونالد ريگان و مارگارت تاچر بود. در اين زمان، وي از كمونيسم و ليبراليسم متنفر بود. گرايشات سياسي وي دشمنان فراواني را برايش بهوجود آورد. طمعورزي او هم مضاف بر علت ميشد. براي بعضي از مردم، بهخصوص در انگلستان و استراليا، مورداك به شخصيتي اهريمني تبديل شده بود. "شيطانصفت" و "شيطاني" از جمله كلماتي بودند كه دائما از طرف دشمنانش به او گفته ميشد. او پشيزي ارزش براي دشمنانش قائل نبود، اما هنوز دوستان او و همچنين بسياري از همكارانش از او با احترام سخن ميگفتند. او اطمينان داشت كه هر آنچه انجام ميدهد درست است.
مورداك در سن شصت سالگي تقريبا كمي غوز در آورده بود، اما همچنان زيرك و نرمخو و همانند شركتش، بيقرار و مدام در حال فعاليت مينمود. چهرهاش در عين مهرباني خشن مينمود؛ خطوط صورتش هر دو حالت را تداعي ميكرد. نگاه او اغلب به افقي دورتر از همصحبت يا مستمعش خيره بود؛ به هدفي دوردست. شركت نيوز كورپ خود شاهدي بود بر غريزه فوقالعاده پوياي وي و گواهي بر اين اعتقاد كه او موجودي شكستناپذير است. او اين كمپاني را حدود 45 سال پيش بنا نهاد؛ زماني كه يك روزنامه كوچك محلي را در آدلايد از پدرش به ارث برد كه يك روزنامهنگار ممتاز در استراليا بود. البته پدرش فقط يك مدير بود و هيچگونه تملكي بر روزنامه مذكور نداشت. به همين دليل بخش اعظم قدرت وي با مرگش مدفون شد. روپرت مورداك مصمم بود كه هرگز براي فرد ديگري كار نكند. از دهه 1950 زندگي مورداك به مثابه تهديدي پايانناپذير براي جهان مطرح شد. جنگهاي استرتژيك و ماهرانه فراوانش يكي پس از ديگري به وقوع ميپيوست. درخواستها، جدالها، تملقگوييها، تهديدها و فشارهاي هميشگي وي براي كسب بيشتر در يك حركت پيوسته بود. روزنامههاي بيشتر، تلويزيونهاي متعددتر، فضاي وسيعتر و بالاخره قدرت بيشتر. زندگي مورداك از مجموعهاي از تنشهاي عصبي تشكيل ميشد؛ شتابي دائمي و كسبي زوالناپذير، بدون يك قدم بزرگ و هيچ دارايي جديد. او ميگفت "گذشته من شامل يكسري جدالهاي به هم پيوسته است." هميشه اينگونه بود. از زماني كه او روزنامه نيوز آدلايد را در سال 1953 به چنگ آورد، كشمكشها، گرفتاريها و شكستهاي وي جاي پاي خود را در تمام نقاط جهان گداشت. اين خط سير از آدلايد شروع و تا هاليوود امتداد يافت.
او ابتدا از استراليا و شهرهاي پرث و سيدني شروع بهكار كرد. در اواسط دهه 1960 روزنامه دآسترالين را به منصه ظهور رساند. اين نشريه تنها روزنامه بينالمللي موجود در سطح قاره بود؛ روزنامهاي كه مورداك بهرغم تمامي مشكلات تاكنون آنرا حفظ كرده است. سپس همچنان كه علاقهاي براي فعاليت در كار تلويزيون در وي ايجاد شد، دستي هم به كشورهاي نيوزلند و هنگهنگ انداخت. در اواخر دهه 1960 او موفق شد اولين داراييهاي خود در بريتانيا، يعني روزنامه كوچك نيوزآود ورلد و روزنامه سان را بهدست آورد. در دهه 1970 به آمريكا رسيد. يك بازار جديد مطبوعاتي؛ دنشنالاستار و بعد روزنامههاي نيويوركپست، دويلج و مجله نيويورك.
در آغاز دهه 1980 او ايستگاههاي تلويزيوني بيشتري را در استراليا بهدست آورد. نيمه دوم دهه 1980 دوران بزرگترين موفقيتهاي اوست. وي در آمريكا موفق شد روزنامههاي بوستونهرالد، شيكاگو سانتايمز و مهمتر از همه، استوديوهاي فيلمسازي فاكس قرن بيستم و ايستگاههاي مترومديا را نصيب خودش كند كه او آنها را به چهارمين شبكه ملي تلويزيوني بهنام فاكس برادكستينگ تديل كرد. در آغاز همين دهه او صاحب بيش از نيمي از خطوط هوايي استراليا بود و مهمترين روزنامه بريتانيا، تايمز را به همراه همزادش سانديتايمز اداره ميكرد. براي ايجاد يك جاي پا در آسيا روزنامه ساوث چاينا مورنينگپست را خريد. سپس موفق شد روزنامه قديمي پدرش، ملبورن هرالد را به چنگ آورد. هارپر اند رو، قديميترين انتشارات آمريكايي و همچنين انتشارات بريتانيايي ويليام كالينز و تريانگل، گروه آمريكايي صاحب تيوي گايد از اهداف بعدي او محسوب ميشدند. اينها تنها قسمتي از داراييهاي بسيار مهم او هستند. در دهه 1980 شركت او و اعضاي خانوادهاش براي خريد بيش از سي امتياز بينالمللي مشغول نبرد بود. در گزارش سالانه نيوز كورپ در سال 1990 مورداك اعلام كرد كه با خريد شركت تريانگل درآمد سالانه شركت نيوز كورپ با افزايش 31 درصدي به هشت ميليارد دلار رسيده است، اما تريانگل براي او سه ميليارد دلار آمريكا ارزش داشت كه بسيار بالاتر از ارزش واقعي آن بود. در همان سال او ماهواره انگليسي خود را با نام اسكاي به هوا پرتاب كرد تا با ارائه خدمات تلويزيوني بهعنوان قلب يك شبكه تلويزيون جهاني سراسر دنيا را تحت پوشش و تاثير خود قرار دهد.
انجام اين كارهاي بزرگ، مورداك را به بازيگري در صحنه انقلاب اطلاعرساني و صنعت گسترده ارتباطات تبديل كرد. در واقع بايد گفت همين صنعت باعث ايجاد قدرت جهاني وي شد.
كتاب حاضر در 15 فصل تنظيم شده است كه عناوين آنها به شرح زير است:
ـ فصل اول: كرودن / ملبورن / فليت استريت / ملبورن
ـ فصل دوم: كرودن، ويكتوريا / مدرسه گيلانگ / آكسفورد
ـ فصل سوم: آدلايد / آمريكا
ـ فصل چهارم: سيدني / كانبرا / كاوان
ـ فصل پنجم: لندن / فليت استريت / تگزاس
ـ فصل ششم: آمريكا / لندن / واشنگتن / فالكلند
ـ فصل هفتم: بوستون / حلقه كلارك / شيكاگو
ـ فصل هشتم: 1984 / هاليوود / آليس آيلند
ـ فصل نهم: واپينگ / فليت استريت
ـ فصل دهم: ملبورن / دويلج / لندن / نيويورك / آسپن
ـ فصل يازدهم: سرزمين خورشيد / اسپرينگ فيلد، آمريكا / استراليا
ـ فصل دوازدهم: حلقه كلارك / آسپن / آدلايد
ـ فصل سيزدهم: امپراتوري شيطان / لندن
ـ فصل چهاردهم: دويلج
ـ فصل پانزدهم: بر لبه پرتگاه / سخن پاياني مترجم
عنوان اصلی: MURDOCH: Ringmaster of the Information Circus
نویسنده: ويليام شاوكراس / ترجمه: اميرحسين بابالار / ناشر: نشر ساقی ـ ۸۸۸۰۹۷۴۸ / نوبت و سال انتشار: اول ۱۳۸۵ / تعداد صفحات: ۳۸۲ / قیمت: ۳۳۰۰۰ ریال
"امروزه کمتر بحرانی وجود دارد که رسانهها در آن نقش نداشته باشند. رسانهها در سه مرحله قبل، حین و پس از بحران نقشی غیرقابل اغماض دارند..." [بیشتر]
"اگر گزارشگر یک سازمان رسانهای پژوهشگری حرفهای و متخصصی باشهامت باشد نتیجهاش این میشود که ملاحظه میکنید در جلسهای تخصصی در موسسهای راهبردی که محور بحث ایران است ولی احتمالا هیچ یک از مسئولان و نمایندگان ایران حضور ندارند، دکتر مجید تفرشی در نقش یک گزارشگر سخنرانان را به چالش میکشد..." [کامل]
"... 40 سال قبل صحبت از امپراتوري آمريكا مورد قبول استادان و دانشجويان آمريكايي نبود زيرا بعد از جنگ جهاني دوم امپراتوريهاي جديد شوروي و آمريكا به دليل نامطلوب دانستن اين لغت، از به كارگيري آن امتناع ميورزيدند و در عوض از عبارت ابرقدرت استفاده ميكردند.
به خاطر دارم كه در دهههاي گذشته وقتي من و بعضي همكاران درباره امپراتوري ايالات متحده صحبت ميكرديم، ديگران ناراحت ميشدند اما بعد از حوادث 11 سپتامبر و حمله آمريكا به افغانستان و عراق، حتي بسياري از نومحافظهكاران حاضر به استفاده از لغت امپراتوري براي شرح وضعيت بينالمللي آمريكا شدند. از سوي ديگر، اگر به راهنماي گوگل در اينترنت براي جستوجوي عبارت امپراتوري آمريكا مراجعه شود، آشكار ميشود كه بسياري از كتابهايي كه درباره امپراتوري آمريكا نوشته شده، ظرف 3 يا 4 سال اخير به رشته تحرير درآمدهاند..." [یادداشت پروفسور حمید مولانا در روزنامه کیهان]
"این مقاله نگاهی به نظریات ارتباطی دکتر كاظم معتمدنژاد (پدر علوم ارتباطات ایران) داشته و سعی میکند به صورت گذرا دیدگاههای وی بهویژه در زمینه توسعه و مسایل پیرامون آن را بررسی کند. همچنین دیدگاههای انتقادی دکتر معتمدنژاد به الگوهای غربی توسعه بهویژه نظریه نوسازی دانیل لرنر ـ که قائل به ارایه یک الگوی واحد برای نوسازی همه کشورهای جهان سوم است ـ و نظریه نشر نوآوریهای اورت راجرز ـ که قائل به ارایه الگوهای متناوب برای توسعه کشورهای جهان سوم است ـ از دیگر مواردی است که سعی شده است در این مقاله به آن پرداخته شود..."
[بخش اول | بخش دوم | بخش سوم]
شركت نيويورك تايمز اعلام كرده به منظور تقويت فعاليت رسانههاي چاپي و اينترنتي، گروه رسانهاي تلويزيوني خود را ميفروشد. [اینجا]
"... پورتال يك سيستم مبتني بر وب است كه عملكردها و امكانات متنوعي را به منظور اعتبار دادن و تاييد كاربران مختلف در اختيار آنها قرار ميدهد و براي آنها يك واسط كاربر راحت، قابل فهم، شخصي و قابل تغيير به منظور دسترسي آسان به اطلاعات و خدمات فراهم ميكند كه اولين و مشخصترين موارد مرتبط با كاربر هستند..." [کامل]
شماره 31 دوماهنامه تحقيقات روابط عمومي (خرداد و تیر ۱۳۸۵) در 88 صفحه و به قيمت 1000 تومان توسط موسسه روابط عمومي آرمان منتشر شد.
در اين شماره تحقيقات روابط عمومي ميخوانيم:
جامعه روابط عمومي و انتظار ارتقاء از "آييننامه نحوه فعاليت، وظايف و اختيارات روابط عمومي دستگاههاي اجرايي" / هوشمند سفيدي
روابط عمومي؛ بستر مديريت موفق / اصحاب حبيبزاده
تبليغات سياسي (پروپاگاندا) / حبيب عشايري
كالايي بهنام نظرسنجي / سعيد ميرشاهي
تبليغات رسانهاي / ادموند برانو؛ ترجمه افشين رزاقي
خلاقيت و روابط عمومي / ذبيحالله تجري
توسعه روابط عمومي در هلند / اريك دينگ؛ ترجمه گيتي هورمند
تجربه كاربرد روابط عمومي براي پيشرفت در مالزي / ترجمه گيتي هورمند
روابط عمومي؛ اتاق فكر ارتباطات / امير دبيريمهر
بررسي تطبيقي روابط عمومي و تبليغات
وضعيت آموزش جهاني روابط عمومي / پروفسور آلبرت اكل؛ ترجمه گيتي هورمند
گزارش كنفرانس بينالمللي بررسي روابط عمومي در سيره پيامبر اعظم (ص) و آيين اعلام موجوديت "كنفدراسيون روابط عمومي كشورهاي اسلامي"
همايش علمي ـ آموزشي كارشناسان ارتباط بانك كشاورزي
روابط عمومي موسسه مالي ـ اعتباري مهر؛ گامهاي موثر با تفكر بسيجي و نگرش علمي
چگونه با روزنامهنگاران برخورد كنيم؟
ارتباط فقط يك كلمه است، كلمهاي مانند كهكشان / مهدي احمدي
شيوههاي ارزيابي ميزان موفقيت روابط عمومي در يك سازمان / محمدحسن حاجيزاده
معرفي كتاب
اخبار
"وبلاگ گروهی اسناد و مطبوعات تلاشی نو در حوزه خدمات اطلاعرسانی است که پیش از این کمبود آن به شدت احساس میشد. اسناد و مطبوعات از منابع منحصر به فرد و با ارزش کتابخانهها و مراکز آرشیوی هستند که تاکنون به آنها چنان که باید و شاید پرداخته نشده و جایگاه واقعی آنها در تحقیقات و پژوهشها بهروشنی مشخص نشده است..." [لینک]
"در سال ۱۹۸۳ بن باگديكيان كتابى با عنوان انحصار رسانهاى منتشر كرد. در اين كتاب او به خوانندگانش هشدار مىداد كه با چنگ انداختن گروهى كمشمار از موسسات اقتصادى بر بخش رسانهاى، اطلاعرسانى در آمريكا از اصول كثرتگرايى كه ادعاى پيروى از آنان را دارد، فاصله مىگيرد.
خوانندگان باگديكيان به دشوارى مىتوانستند چنين چيزى را باور كنند. در آن زمان در آمريكا در حدود ۱۷۰۰ روزنامه، ۱۱۰۰۰ مجله، ۹۰۰۰ ايستگاه راديويى، ۱۰۰۰ شبكه تلويزيونى و ۲۵۰۰ مؤسسه نشر آثار مكتوب وجود داشت.
با وجود اينكه در همان زمان او نشان داد كه در حدود پنجاه شركت چند مليتى، كه همگى "منافع مالى مشتركى با چند موسسه اقتصادى عظيم ديگر و چندين بانك بينالمللى بسيار مهم دارند"، قسمت اعظم اين بازار را در اختيار خود داشتند.
چون هيچگونه كنترلى در اين زمينه وجود نداشت، تسلط اين شركتها ممكن بود به اين بينجامد كه در رسانهها موضوعهايى كه موجب كسب اعتبار براى محافل تجارىاند، مطالب سرگرمكننده و مقالههاى سطحى، جايگزين تحقيقهاى جدى و اخبار جهان شوند.
اميد باگديكيان به آن بود كه واكنشى در برابر اين روند پديد آيد يا حتى وضعيت اصلاح شود، مگر ممكن است برگزيدگان ملت بپذيرند كه گروهى كوچك از موسسات اقتصادى بخش اطلاعرسانى را به انحصار خود درآورند؟ اكنون ديگر اين پرسش به نظر سادهدلانه مىرسد..." [کامل]
"خبرنگاران، گوشها و چشمهاي مردم بهشمار ميروند و به همين علت بايد بدانند كه مردم درباره چه موضوعي فكر ميكنند و سپس تحولات و افكار مرتبط با آن موضوع را گزارش كنند. آنها پيش از گزارش دادن بايد به سوژهيابي، جمعآوري، سازماندهي و نوشتن و تصحيح اطلاعات بپردازند..." [متن]
"آقای لن مسترمن "Len Masterman" یکی از برجستهترین متفکران حوزه بینالمللی آموزشهای رسانهای است که کتابی بهنام Teaching The Media را در سال 1985 منتشر کرده است.
مسترمن عنوان آموزش رسانهای را به سواد رسانهای ترجیح میدهد و 18 اصل حاکم بر آنرا به شرح زیر اعلام میکند..." [بیشتر]
دكتر كاظم معتمدنژاد، رئيس انجمن ايراني مطالعات جامعهاطلاعاتي در مقالهاي به بررسي اقدامهاي جديد بينالمللي براي پيشبرد جامعه اطلاعاتي پرداختهاند:
"از زمان برگزاري دومين مرحلة اجلاس جهاني سران دربارة جامعهاطلاعاتي، كه در روزهاي 16 تا 18 نوامبر 2005 در تونس تشكيل شد، براي اجراي مصوبات مندرج در دو سند نهايي مرحله اخير اين اجلاس عالي، شامل "سند تعهد تونس" و "دستور كار تونس براي جامعه اطلاعاتي"، كه در واقع مكمل دو سند نهايي مصوب مرحله قبلي اجلاس عالي مذكور (ژنو: 10 تا 12 دسامبر 2003) با عنوانهاي «اعلاميه اصول» و "برنامه عمل" به شمار ميروند، در سطح بينالمللي اقدامهاي مهمي در مورد پيگيري و اجراي اين مصوبات صورت گرفتهاند... [کامل]
به گزارش روابط عمومی مرکز مطالعات سایبر ژورنالیسم سومین نشست علمی و تخصصی این مرکز با عنوان "تکنولوژیهای جدید ارتباطی" برگزار میشود.
دکتر حسن اردستانی درباره "گروههای ایمیلی و خبرنامههای الکترونیک"، دکتر عطاءالله ابطحی درباره "اتاق خبر آنلاین" و دكتر حمید ضیاییپرور درباره "وب 2" مقاله خود را در این نشست ارایه خواهند داد. [جزئیات]
روابط عمومي دفتر مطالعات و توسعه رسانهها اعلام كرد چاپ سوم كتاب "مخاطبشناسي" و چاپ دوم "درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي" منتشر و روانه بازار نشر شد. [بیشتر]
"... از نظر آلتوسر، دولت نوعي از شكلبندي حكومتي است كه به همراه سرمايهداري ظهور كرد. هر دولتي (شما ميتوانيد براي كمك به تصور معني دولت، كلمه ملت را جانشين آن كنيد) توسط شيوه توليد سرمايهداري تعيين شده و به منظور محافظت از منافع آن شكل گرفته است. اين مسئله كه مفهوم ملتها به عنوان واحدهايي مجزا با سرمايهداري متناظر است، به لحاظ تاريخي درست است.
همچنين امكان دارد كه دموكراسي به عنوان يك ايدئولوژي و يا شكلي از حكومت نيز با سرمايهداري متناظر باشد؛ چراكه دموكراسي اين توهم را ايجاد ميكند كه همه افراد با يكديگر برابرند و قدرتي يكسان با يكديگر دارند (و در نتيجه بر روابط استثمارگرانه اقتصادي نقاب ميافكند).
آلتوسر به دو مكانيزم عمده اشاره ميكند كه تضمين ميكنند مردمي كه تحت حاكميت دولتاند مطابق با قوانين آن دولت عمل كنند. نخستين مكانيزم را آلتوسر دستگاههاي سركوب دولتي مينامد (RSAs) كه مانند پليس، دادگاهها و زندان، مستقيما به اعمال زور جهت انطباق رفتار مردم با قوانين ميپردازند. دولت از طريق اين دستگاهها افراد را وادار ميكند تا به گونهاي معين رفتار كنند. اما مكانيزم دومي كه آلتوسر بررسي ميكند براي مطالعات ادبي اهميت بيشتري دارد.
او آنرا دستگاههاي ايدئولوژيك دولت مينامد (ISAs). نهادهايي وجود دارند كه ايدئولوژيهايي توليد ميكنند كه ما به مثابه افراد (و گروهها) آنها را دروني ميكنيم و مطابق آنها عمل ميكنيم. دستگاههاي ايدئولوژيك دولت شامل مدارس، مذاهب، خانواده، نظام حقوقي، سياست، هنر، ورزش و غيره ميشوند..." [کامل]
"اين روزها صفحه اخبار مذهبي به صفحه يك روزنامهها تبديل شده است.
از سالهاي دهه 1880 به اين سو روزنامهها پوشش اخبار مذهبي و اخبار مربوط به كليسا را به صفحات انتهايي و لايي بردند و كمتر در صفحات اصلي و رويي از اخبار مذهبي ردي پيدا بود تا اين كه يازده سپتامبر از گرد راه رسيد..." [متن]
"... در این تکنولوژی که میتوان آنرا Satellite Suitcase نامید، شما خواهید توانست بدون اینکه آنتنهای بزرگ بر فراز پشت بامها نصب کنید و با تبعات آن درگیر شوید، از یک آنتن کوچک و قابل حمل استفاده نمایید. این آنتن تنها 39 سانتیمتر عرض دارد و به همراه ملحقاتی مانند رسیور، ال.ان.بی و کابل و... در یک چمدان خیلی شیک جاسازی شده است..." [بیشتر]
روزنامه شرق با پايان گرفتن مهلت يكماهه هيئت نظارت بر مطبوعات، براي تغيير مديرمسئول اين روزنامه، توقيف شد. [اینجا]
مرتبط:
کاریکاتوری که شرق را به توقیف کشاند
انتقاد مديرمسوول شرق از اقدام هيات نظارت بر مطبوعات
اطلاعیه هیات نظارت بر مطبوعات در زمینه تخلفات روزنامه شرق
"شرق سه سال پیش خوب شروع كرد. هم زمینه برای روی دكه بردن یك روزنامه خوب، مهیا بود و هم بازار روزنامههای دوم خردادی كساد نشان میداد. یك دسته روزنامهنگار با انگیزه و بیكار به اضافه یك مبلغ قابل اعتنا نقدینه و البته برخورداری از مدیران و حمایت لازم باعث شد شرق خوب شروع كند. هسته اولیه همان بچههای ضمیمه همشهری بودند كه امتحان خود را در آن كار داده بودند. اما شرق یك بنا را خوب گذاشت و گویا حالا همان بنا اسباب زحمت هم شده باشد: تقسیم روزنامه به قلمروهای متنوع و دادن سر رشته هر قلمرو به دست یك جوان با انگیزه. در نتیجه صفحههای گشاده روزنامه شد میدان قلمهای نو و گونهگون یعنی حرفهای تازه، از قلموران نو آمده...
این روزنامه را باید در فهرست چه سبكی جا داد مشكل اصلی اینجا است. زرد جدی شوخ و شنگ ارگانی آزاد به من باشد جرات میكنم و مینویسم شرق آمیزهای از همه سبكهای شناخته و ناشناخته در دنیای روزنامهنگاری است. یعنی بیشتر میدان تجربه است تا اجرای طرح مشخص...
شرق از اول مقالهمحور بود و مقالهمحور ماند. وقتی همه روزنه و سوراخ و سنبههای خبر به هم آمده باشد، ناچار باید به سراغ تفسیر و مقاله و یادداشت و نظر رفت و شرق هم رفت...
راندن خبر به حاشیه صفحه، بهرهگیری از رنگ و چاپ خوب، تقسیم قابل قبول فضای كل روزنامه برخی جسارتهای مهار شده این روزنامه است...
شرق امروز از نظر شمارگان اول نیست. دوم هم نباید باشد. حال آنكه اگر تكلیف خود را روشن كند و یك شیوه اجرایی محكم را پیش گیرد باید پیشتاز باشد...
كاش شرق حالا حالاها بماند. لااقل تا وقتی كه قوچانی به پیری برسد و محمد رهبر به اندكی فرزی. دیگران چه موافق باشند یا مخالف شرق در عالم روزنامهنگاری این سرزمین یك حادثه است كه باید الگوی خیلیها شود..." [یادداشت علیاكبر قاضیزاده به مناسبت سومین سالگرد شرق]
روزنامهنگاري آنلاين چيست؟ جايگاه آن در روزنامهنگاري معاصر كجاست؟ اين مباحث موضوع نخستين نشست تعاملي مركز آموزش موسسه همشهري است.
ميزبانان اين نشست، دكتر عبدالله گيويان، حميد ضياييپرور، شهرام شريف، دكتر حسن نمكدوست، دكتر يونس شكرخواه و احتمالا دكتر سعيدرضا عاملي خواهند بود. [جزئیات]
"به اعتقاد دكتر حميد ضيايیپرور محقق و پژوهشگر وبلاگها، رعايت كپيرايت به اين معني نيست كه فقط منبع ذكر شود، كپيرايت جهاني ميگويد كه اگر مطلبي از رسانهاي نقل قول ميشود بايد از صاحب اثر و مولف آن نيز اجازه گرفته شود مگر آنكه فردي بخواهد بخشهايي از مقاله را به آن رفرنس دهد..." [متن]
نشست تخصصی "چینش خبر در بخشهای خبری رادیو و تلویزیون" با حضور دکتر تژا میرفخرایی در سالن كنفرانس معاونت سیاسی صدا و سیما برگزار شد. [بیشتر]
"ساختار بیشتر اخبار رسانهها مبتنی بر نقل قول است و در واقع نقل قول و بازگو کردن سخن دیگران کار اصلی و روزمره رسانهها شده است..." [کامل]
دكتر اميد مسعودی: "وبلاگ، فضايی را كه مراوده بين پيامرسان و مخاطب كه حاكی از چرخش بحث و گفتگو و حضور فعال مخاطب است، بهوجود آورد...
بايد اين موضوع را بپذيريم كه اسم، بيانگر هويت وبلاگ است. هر چه قدر شناسنامه وبلاگ قویتر باشد مخاطبان بيشتری میتواند كسب كند..." [متن]
مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي در گزارشي 30 صفحهاي به مشكلات و مسایل مربوط به خبرنگاران پرداخته و در آن عمده مشكلات حرفه خبرنگاري در كشور را ناشي از فقدان قوانين حمايتي دانسته است. [بیشتر]
"در هزاره جديد، دانشمندان، اقتصاددانان، روزنامهنگاران و سياستمداران، به رغم نقطه نظرهاي متفاوت و بعضا متضاد، براي رشد و توسعه صنعت، چشماندازي درخشان پيشبيني ميكنند. نيوت گينگريچ به الوين تافلر نويسنده "شوك آينده" و همچنين تئوري موج سوم او كه به معناي جامعه اطلاعاتي جهاني است خوشامد ميگويد..." [اینجا]
"... دونا ال. هافمن و ديگران وبسايتهاي تجاري را به شش دسته مجزا تقسيم ميكنند: ويترين برخط محصولات، حضور در اينترنت، محتوايي، تفريحي، مهيج، عاملهاي جستجوگر.
در مقايسه با ديگر طبقهبنديها، سايتهايي كه صرفا براي حضور در اينترنت طراحي شدهاند داراي ساختار سادهتري هستند. اگرچه بسياري از اين سايتها همراه با ابرپيوندها و صفحات وب چندرسانهاي هستند اما غالبا يك بروشور سازماني ديجيتاليشده ميباشند كه براي ارائه آگهيهاي ثابت يا نشاندادن مشخصات و نشانهاي يك شركت به كار ميروند. بسياري از شركتها فقط به راههاي ورود آسان به اينترنت علاقهمند ميباشند..." [کامل]
"افزايش فزاينده موتورهاي كاوش وب، كتابخانههاي ديجيتالي و سيستمهاي بازيابي اطلاعات و توسعه ابزارهاي جديد كاوش وب، نيازمند توسعه مقياسهاي ارزيابي جديدتر و بيشتر ارزيابي اطلاعات است. تحقيقات و تلاشهاي بسياري در جهت حل مساله ارزيابي سيستمهاي بازيابي اطلاعات صورت گرفته است و گفته ميشود كه بسياري از افرادي كه در زمينه ذخيره و بازيابي اطلاعات فعاليت دارند احساس ميكنند كه اين مساله تا حل شدن فاصله زيادي دارد..." [کامل]
"... اكنون در آستانه هزاره سوم ميلادي، مقوله دانش و اطلاعات بعد تازهاي به خود گرفته است به گونهاي كه در اكثر محافل علمي جهان سخن از گذار جوامع بشري به جوامع اطلاعاتي ميرود. پس از انقلاب صنعتي اول و عصر صنعتي كه در آن شرايط مادي زندگي بشر بهبود يافت انقلاب صنعتي دوم و عصر فراصنعتي با هدف پردازش دادهها و كسب دانش براي كمك به ارتقا سطح معنوي زندگي بشر در حال وقوع است. از جمله دلايل توجه روز افزون به دانش و اطلاعات در عصر حاضر ميتوان به پيچيدگي جوامع، پيشرفت فزاينده تكنولوژي، لزوم تغييرات سريع و همه جانبه سازمانها و جوامع و… اشاره نمود..." [بخش اول | بخش دوم]
پروفسور حمید مولانا: "... در دهه 1960 ميلادي بسياري از ما بهويژه در ارتباطات انتقادهاي زيادي را مطرح ميكرديم. آن زمان درست در سال 1968 ميلادي كه با سال 1347 شمسي مصادف است، براي اولين بار "هربرت شيلر" را ملاقات كردم. ما به طور عيني و مستمر ميتوانستيم ثابت كنيم يك جريان خبري كاملا يكسويه در اين ميان وجود دارد و اين يك ادعا نبود، بلكه ثابت هم شده بود. همه هم از چپ تا راست آن را قبول كرده بودند. ديگر اينكه ثابت كرده بوديم چيزي به نام امپرياليسم آمريكا وجود دارد. اصلا وجود داشت، اما اسمش را به ابرقدرت تغيير داده بودند. من و شيلر و بعد چامسكي تنها كساني بوديم كه واژه امپرياليسم را به كار ميبرديم...
آن موقع يكي از همكاران ديگر من كه جزو منتقدان تلقي ميشد، "جرج گربنر" بود كه من به همراه شيلر و او به "سه تفنگدار ارتباطات جهاني" معروف شده بوديم و هر سه در زمينه ارتباطات بينالمللي كار ميكرديم و كتابهاي مختلفي را نيز با هم نوشتيم..." [کامل]
دكتر محمد سلطانيفر: "... اينترنت خطري براي رسانههاي نوشتاري است. اما در كوتاهمدت تاثير جدي بر اين رسانهها ندارد، لذا به دليل سنتي بودن فرهنگ رسانههاي كاغذي هنوز نتوانسته در حد رسانههاي ديگر شود ولي به تدريج ما به سمتي ميرويم كه اينترنت جاي رسانههاي نوشتاري را بگيرد و با توجه به مزاياي آن و محدوديتي كه رسانههاي مكتوب دارند، عاقلانهترين كار اين است كه به سمت رسانههاي الكترونيكي برويم، به عبارت ديگر از طريق اينترنت رسانههاي مكتوب (كاغذي) كمكم تضعيف ميشوند و رسانههاي الكترونيكي جايگاه خود را باز مييابند..." [متن]
شماره ۲۹۰ ماهنامه صنعت چاپ (شهريور ۱۳۸۵) در ۱۸۰ صفحه و به قیمت ۱۲۰۰ تومان منتشر شد.
فهرست عناوين شماره جدید صنعت چاپ به شرح زير است:
صداي كردار بلندتر از گفتار است
روزهاي نوشت افزار و كيف: يك سفر كوتاه تابستاني / سيدجواد موسويان
گرماي بازار فروش
گرفتن نبض توليد
برداشت اتحاديه
چاپ استاندارد در ايران؛ فاصله روياها تا حقايق / مرتضي اوجي
ماشينهاي پشت و روزن؛ آكروبات بازي با كاغذ / ترجمه اسكندر جهانباني
فايلها و اطلاعات مشتريان، دارايي شماست / استيفن رايدر؛ ترجمه دكتر يونس شكرخواه
متفاوت مثل روزنامه Que / ترجمه دكتر يونس شكرخواه
داراييهاي ديجيتال به مديريت هم احتياج دارند / دكتر يونس شكرخواه
همهجا، حتي بالا ابرها / آزاده كريمي
چاپ، سرنشين همه پروازها
سفارشات هوايي در چابخانههاي زميني
پست بينالملل
تازهها
چگونه يك مانيتور LCD مناسب انتخاب كنيم؟
كتابخانه
برهان جامع لسان لغت؛ حجهالبالغه ـ معرفي چاپ سنگي 36 و 37 / دكتر جابر عناصري
مطالب آموزشي را در مجله بيشتر كنيد!
ششمين جشنواره چاپ
تعرفههاي جديد ايران روتاتيو براي خدمات فني اعلام شد
هيچ اتحاديهاي حق ندارد خود را به تنهايي متولي صنعت چاپ بداند
همايش اتحاديه صادركنندگان خدمات چاپ
فقط دو غرفه چاپي در الكامپ
بازار روز مواد مصرفي چاپ
اخبار
کار خبرنگار ميراثفرهنگي، تغيير پارادايمهاي ذهني مردم و مسئولان به فرهنگ است. به اعتقاد شهيندخت خوارزمي با چنين پاراديمي، رسانهها نه تنها ميتوانند مشکل بحران هويت را حل کنند بلکه جايگاه سرنوشتساز آن در تمدن بشري را در افکار عمومي تثبيت ميکنند. [بیشتر]
خبرگزاری ميراثفرهنگی با همكاري يونسكو از 1۶ـ۱۴ شهريورماه يك كارگاه مشترك برگزار ميكنند.
اين كارگاه به منظور برجسته كردن نقش رسانهها در حفظ ميراثفرهنگي به مدت سه روز تحت عنوان "جهاني شدن، جنگ و ميراثفرهنگي، نقش رسانهها در معرفي و حفظ ميراثفرهنگي" برگزار ميشود.
خبرگزاري ميراثفرهنگي علاوه بر مشاركت در برگزاري اين كارگاه، صفحه ويژهاي را هم با عنوان ميراثفرهنگی و رسانه طراحي كرده است كه اطلاعات مربوط به اين كارگاه را منعكس ميكند.
"... جامعهشناسان بر قدرت بيشتر رسانه تلويزيون در مقابل ساير رسانهها تاکيد ميورزند و در برخي موارد، از تلويزيون به عنوان پرقدرتترين رسانه نام ميبرند. بزرگترين دليل اين قدرت، طيف گسترده مخاطبان ميباشد. تلويزيون جزئي از زندگي روزمره آدميان دنياي امروز را تشکيل ميدهد، اما از اين نکته هم نبايد غافل شد که همانگونه که کاتز ميگويد: پيام پرقدرتترين رسانهها هم بر فردي که بر مبناي ويژگيهاي اجتماعي و روانشناختي خود براي آن استفاده نمييابد، اثري ندارد..." [بیشتر]
"... بسیاری از صاحبان رسانههای سایبر با وجود پا گذاشتن به فضایی که قواعد و اصول خاص خود را داراست همچنان به دیدگاههای سنتی خود پایبند ماندهاند و حاضر نیستند به قواعد جهان سایبر تن دهند. پنهان کردن آمار بازدیدکنندگان و به نمایش نگذاشتن عقاید و نظر مخاطبان (کامنت) همچنان جزو پس ماندههای تفکر حاکم بر رسانههای چاپی است. آن دسته از رسانههای سایبر كه با آغوش باز به استقبال تازهترین امكانات نرمافزاری گسترش تعامل بیواسطه با مخاطب میروند حیات خویش را در گرو تعاملگرایی و اصل ارتباطی "مشتریمداری" میدانند، از اینرو با شفافسازی عملكرد خویش، نوار قلب خود را با كلیكهای هر مخاطب ترسیم میكنند و به نمایش عمومی میگذارند..." [کامل]
"تنها يك دهه پس از گفته آرتوميلر، دو گزارشگر روزنامه واشنگتن پست با انتشار يك رشته مقاله، ريچارد نيكسون، رييسجمهور وقت آمريكا را از اريكه قدرت پايين كشيدند و بدينترتيب موقعيت مطبوعات چاپي را تحكيم بخشيدند. در آن دوران طلايي، روزنامهها ميتوانستند دولتها و شركتها را مجبور به پاسخگويي كنند و اغلب برنامههاي خبري را براي ساير برنامهها نيز انجام ميدادند. اما اكنون در كشورهاي قدرتمند، روزنامهها در معرض خطر قرار گرفتهاند و اين كاربرديترين جزء رسانهها در شرف نابودي است. موقعيت، شهرت و محبوبيت روزنامهها با فروختن واژگان به خوانندگان و فروختن خوانندگان به تبليغات چيها و آگهيكنندگان بسيار تنزل يافته اندو همچنان روند نزولي را طي ميكنند.
در ميان تمامي رسانههاي سنتي، به نظر ميرسد كه روزنامه بيشتر از بقيه از وجود اينترنت آسيب ديده است.
در دهههاي اخير تيراژ روزنامهها در آمريكا، اروپاي غربي، آمريكاي لاتين، استراليا و نيوزيلند كاهش يافته است (در جاهاي ديگر ميزان فروش همچنان افزايش مييابد).
در سالهاي اخير اينترنت بر سرعت اين افول نيز افزوده است..." [کامل]
كتاب مجموعه مقالات "مطالعات سايبر ژورناليسم" توسط واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي منتشر شد. اين كتاب حاوي 9 مقاله درباره روزنامهنگاري آنلاين، اينترنت و ارتباطات سايبر است و گردآورنده آن دکتر حميد ضياييپرور ميباشد.
كتاب مذكور حاوي مقالات زير است:
ـ چشمانداز آینده سایبر ژورنالیسم / دکتر علیاکبر فرهنگی
ـ شهروند شبکهای / شادی ضابط
ـ انواع رسانههاي آنلاين / پروفسور مايندي مك آدامز
ـ حقوق بينالملل، رسانهها، صلح و امنيت بينالمللي/ دکتر محمد سلطانيفر
ـ کاربرد وبلاگ در روابطعمومی دیجیتال / حمید ضیاییپرور
ـ سايبر ديپلماسي Cyber Diplomacy / رها خرازیآذر
ـ اينترنت براي توسعه Internet for development / احمد یحیایی ایلهای
ـ آيا روزنامهنگاران پاتق ميخواهند؟ / دکتر علی سمیعی
ـ آشنایی با مرکز مطالعات سایبر ژورنالیسم. [بیشتر]
دفتر مطالعات و توسعه رسانهها به تازگی کتاب "عناصر روزنامهنگاري" نوشته بيل كوواچ و تام روزنستيل را با ترجمه داوود حيدري روانه بازار کتاب کرده است.
كتاب عناصر روزنامهنگاري حاصل تلاش و تحقيق بيست و پنج نفر از روزنامهنگاران ـ كه نام خود را كميته روزنامهنگاران مسئول گذاشتهاند ـ در دانشكده روزنامهنگاري دانشگاه هاروارد در سال 2001 است. اين كميته طي سه سال 21 همايش عمومي با حضور سه هزار نفر شركتكننده برگزار كرده و از اين طريق طرحها، مصاحبهها و گزارشهاي بسياري را انجام داده است.
نويسندگان در مقدمه كتاب نوشتهاند: "اين گروه دريافته بودند كه حرفهشان با مشكلات جدي مواجه شده است. بنابراين، بيشتر نوشتههاي هم قطارانشان انس و الفتي با آنچه روزنامهنگاري محسوب ميشود، ندارد و بهجاي خدمت به منافع اقشار مردم به منافع آنان زيان وارد ميكند. مردم نيز متقابلا، اعتماد خود را به روزنامهنگاران از دست داده و از آنان بيزار شدهاند.
آنچه كه براي روزنامهنگاران حاضر در آن گردهماييها مهم بود اين بود كه روزنامهنگاري در حال افول است و در آيندهاي نه چندان دور جاي آن را پيامهاي تبليغاتي، سرگرمي، تجارت الكترونيك، تبليغات سياسي و يا تركيبي از اينها خواهد گرفت.
با توجه به اين نگراني حرفهاي بود كه آنان پيگيرترين، سازمان يافتهترين و جامعترين مطالعات ممكن را درباره دست اندركاران رسانههاي خبري و وظايف و مسئوليتهاي آنان به عمل آوردند.
اين گروه از روزنامهنگاران دريافتند كه نبود شناخت و برداشتي روشن از آموزه روزنامهنگاري، هم از سوي شهروندان و هم از جانب روزنامهنگاران، روزنامهنگاري را تضعيف كرده و جامعه دموكراتيك امروز را به ضعف كشانده است.
آنان در بررسيهاي خود به اين نتيجه رسيداند كه اكثر روزنامهنگاران درباره شماري از اصول حرفهاي روزنامهنگاري اتفاق نظر دارند. شهروندان نيز حق دارند كه از روزنامهنگاران انتظار داشته باشند، اين اصول را رعايت كنند. اصول ياد شده در واقع عناصر روزنامهنگاري را تشكيل ميدهند.
يكي از اصول و اهداف اوليه روزنامهنگاري، ارائه اخبار و اطلاعات براي مردمي است كه نياز دارند آزاد و مستقل باشند. براي تحقق اين وظيفه:
1. نخستين تعهد روزنامهنگاري، بازگويي حقيقت است.
2. روزنامهنگاري بيش از هر چيز به شهروندان وفادار است.
3. جوهر اصلي روزنامهنگاري اصل تاييد صحت خبر است.
4. روزنامهنگاران بايد استقلال خود را از كساني كه خبر مربوط به آنها را پوشش ميدهند، حفظ كنند.
5. روزنامهنگاران ناظران مستقل قدرتاند.
6. روزنامهنگاران بايد امكان انتقادات مردمي و مصاحبه را فراهم آورند.
7. روزنامهنگاران بايد رويدادهاي مهم را جذاب و متناسب جلوه دهند.
8. روزنامهنگاران بايد خبر را متناسب با اهميت آن و جامع تهيه كنند.
9. روزنامهنگاران در برابر وجدان خود مسئولاند.
چرا اين 9 اصل؟ برخي از خوانندگان خواهند گفت جاي برخي از اصول در اين فهرست خالي است، اصولي همچون انصاف و تعادل.
پس از تلفيق آموزههايمان، به اين نتيجه رسيديم كه مفاهيمي همچون انصاف و تعادل، مقولههاي بسيار مبهمي هستند و نميتوان آنها را در رديف عناصر اصلي حرفه روزنامهنگاري قرار داد..."
عناوين فصلهاي دهگانه كتاب به شرح زير است:
ـ هدف از روزنامه نگاري چيست؟
ـ حقيقت: مهمترين و مبهمترين اصل
ـ روزنامهنگاران براي چه كساني كار ميكنند
ـ روزنامهنگاري تاييدمحور
ـ اسقلال از جناحها نظارت بر حكومت و بازتاب خواستهاي مردم
ـ روزنامهنگاري جرگهاي عمومي
ـ جذابيت و ارتباط
ـ خبر را جامع و متناسب با رويداد تهيه كنيد
ـ مسئوليت روزنامهنگاران در برابر وجدان
عنوان اصلی: The Elements of Journalism
نویسندگان: بيل كوواچ و تام روزنستيل / مترجم: داوود حیدری / ناشر: دفتر مطالعات و توسعه رسانهها ـ ۸۸۷۳۷۲۴۸ / نوبت و سال انتشار: اول ۱۳۸۵ / تعداد صفحات: ۳۲۰ / قیمت: ۲۴۰۰۰ ریال
*گفتوگو با مترجم كتاب
"نظریه دانایی پلاتو بسیار جالب است. او نظریه خود را با سه حالت بیان میکند. اگر چه هر کدام از آنها مستقل هستند، اما کاملا بههم مرتبطاند. و هر یک از حالتها نمیتواند بدون دیگری مفهومی داشته باشد. در اینجا سعی میشود تا حد ممکن رابطههای بین حالتهای مختلف روشن شود..." [کامل]
دكتر علياصغر محكي: "... در تعاريفي متعددي که از بحران شده، تغيير ناگهاني، بروز حوادث غير منتظره، خطرناک و نداشتن اطمينان از اوضاع و بر هم خوردن تعادل نام برده ميشود. اگر به کارکردهاي بالقوه رسانهها توجه کنيم، ميبينيم که در چنين شرايطي رسانهها قادرند که شرايط را به گونهاي روشن يا برعکس مخدوش، براي مردم کنجکاو يا مضطرب بازتعريف كنند. همزمان رسانهها اين توانايي را دارند که به عنوان سازماندهنده عمل كنند که در اين صورت نقشي فراتر از اطلاعرسان پيدا ميکنند. در واقع کمتر بحراني وجود دارد که رسانه ها در آن نقش نداشته باشند..." [متن]
دکتر مهدي محسنيانراد: "... به نظر من خبرنگاراني كه با ميراثفرهنگي مرتبط هستند، فن برجستهسازي را چندان به كار نميگيرند در حالي كه گاهي فقط به اين ترتيب است كه ميتوان قد و اندازه واقعي رويدادها را به مخاطبان نشان داد..." [متن]
دکتر سعیدرضا عاملی: "... وبلاگ يك رسانه تعاملي است كه در نوع خاص خود ژورناليسم جديد را تعريف ميكند كه ميتوان از آن به ژورناليسم تعاملي تعبير كرد. در واقع وروديهاي اين عرصه رسانه همراه است به انعكاس درك و عكسالعمل خواننده. وبلاگ رسانه فردي و گروهي است كه در دسترس همه جهان قرار ميگيرد و جامعه محلي و دياسپرا را با خود پيوند ميدهد..." [متن]
بررسي تفاوت رسانههاي خصوصي و دولتي در گفتوگو با روزنامهنگاران و استادان علوم ارتباطات. [کامل]
سومین نمایشگاه عکسهای تبلیغاتی و صنعتی، نوزدهم شهریور در خانه هنرمندان برگزار میشود. [جزئیات]
شماره ۳2 ماهنامه رادیو (تیر ۱۳۸۵) ویژه "مصاحبه در راديو و تلويزيون" توسط اداره کل تحقیق و توسعه صدا منتشر شد.
در تازهترين شماره رادیو ميخوانيم:
سرمقاله
انتقال پيام خلاق / پروين حيدري
مصاحبه پويا / جيمز اي. هولشتاين، جيبر اف. گابريم؛ ترجمه معصومه مهرابي، راحله كلانتري
گردانندگي و مشاركت در مصاحبه / معصومه مهرابي
گزارش مردمي / بهروز رضوينژاد
مصاحبه در راديو و تلويزيون / كلود سووه؛ ترجمه احمد پرهيزي
گردآوري اخبار / پاول جنتلر، سيم هريس؛ ترجمه زهره جنابي
لفظ و معنا در گفتار راديويي / محمدجعفر نوروزشاد
برنامهسازي در برنامههاي راه شب / محمد آذريارغون
نقش هالههاي مفهومي در تطور اشكال زندگي / ملكه شاهيزاده
رسانههاي ارتباط جمعي در تايلند: نمايندگي جمهوري اسلامي ايران ـ بانكوك
مصاحبه با معصومه رضايي و فاطمه عسكري / فاطمه شيرين
راديو اميد بم: مركز كرمان
آرم استيشن راديويي / احمد سروري
راديو كاربردي / قاسم فرامرزي بابادي
ويرايش گريزي و آسيبپذيري زبان فارسي / ناصر عابديني
آيا راديو ادبيات را انكار ميكند؟ / عی زیودار
داغ پدر سهمگين است
باخبر شديم كه سركار خانم دكتر پرستو اسلامي در غم از دست دادن پدر گراميشان داغدارند. مصيبت وارده را تسليت ميگوييم و در اين اندوه با شما شريك و همراهيم. از درگاه خداوند نیز براي آن مرحوم آمرزش و رحمت و براي بازماندگان، شكيبايي آرزومنديم.
فصلنامه ارتباطات CQ نشريهاي دانشگاهي و متعلق به اساتيد اين حوزه است كه از سوي انجمن ارتباطات شرقي (Eastern Communication Association) ـ قديميترين انجمن ارتباطات كه در سال 1910 تاسيس شده است ـ منتشر ميشود. [بیشتر]
"عنوان كنايهآميزي كه براي اين پست جديد برگزيدهام، تعاريف گردآوري شدهاي از مديريت رسانه را به چالش ميكشد..." [اینجا]
"... امروز اتفاقي به مطلب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برخوردم كه هرگونه همكاري با شبكههاي ماهوارهاي را ممنوع و داراي تبعات قانوني دانسته است! اما هرچه به ذهن خود فشار ميآورم كه قانوني براي استناد ادعاي وزارت ارشاد بيابم چيزي پيدا نميكنم. لذا به اين ادعا از دو جنبه قانوني و فنآوري ميتوان نظر كرد..." [لینک]
"جنگ یك ماهه حزبالله و اسرائیل به پایان رسید اما موضوعات بسیاری هستند كه بررسی آنها تازه آغاز شده است. از جمله مهمترین موضوعات مورد بحث، نحوه پوشش خبری جنگ اسرائیل و حزبالله توسط رسانههای مهم جهان است..." [کامل]
"تلاش برای حفظ هویت ملی و فرهنگی باعث شده است كه تركمنهای ساكن در كشورهای شرقی آسیایی و تركمنهای ساكن اروپا، نشریات و روزنامههای مختلفی را به زبان ملی خود به چاپ برسانند و دارای برنامههای رادیویی و تلویزیونی ویژه خود باشند..." [بیشتر]
سايت قبلي همشهري اصطلاحا يك "روزنامه الكترونيك" بود. به اين معني كه فقط روزي يك بار بهروز ميشد و محتواي آن به مطالبي محدود بود كه در نسخه چاپي همشهري انتشار مييافت. نسخه فعلي اما يك "رسانه آنلاين" است. اين سايت هفت روز هفته و در طول تمام بيستوچهار ساعت بهروز ميشود. [اینجا]
دكتر مهدي محسنيانراد: "... سنجش وضعيت بخش خصوصي در حوزه مطبوعات يك كشور صرفا با شمارش تعداد عناوين كافي نيست، بلكه نشريه خصوصي نبايد به حكومت اتصال داشته باشد. اگر رسانهاي توسط راديو و تلويزيون دولت يا سازمان شهرداري يا خبرگزاري دولتي راهاندازي شود، ديگر نميتوان مفهوم خصوصي بر آن اطلاق كرد..." [متن]
مينو بديعي: "... سرمايهگذاران بخش خصوصي براي سرمايهگذاري در حوزه فرهنگ، بهويژه راهاندازي نشريات و روزنامهها علاقهاي ندارند؛ چراكه كنترل نشريات بهطور كلي در اختيار دولت است و انتشار يك نشريه خصوصي سودي براي صاحبان آن ندارد؛ بنابراين روزنامههايي كه ادعاي خصوصي بودن را دارند، بيشتر به احزاب سياسي وابستهاند تا به اتكاي سرمايه صاحبان خود..." [متن]
"... خبرگزاري فرانسه (AFP-Agence Frence Press) یا خبرگزاري فرانسپرس نخستين خبرگزاري جهان است. اين آژانس سالهاست كه در ساختماني تقريبا قديمي واقع در يكي از محلههاي متوسط پاريس، با امكانات بسيار مناسب مخابراتي در حال فعاليت خبري است. آغاز فعاليت اين خبرگزاري به دهه 30 قرن نوزدهم باز ميگردد. در سال 1835 خبرگزاري هاواس (HAVAS) در فرانسه شروع به فعاليت كرد. در جنگ جهاني دوم و هنگامي كه فعاليت خبري اين آژانس متوقف شد (30 سپتامبر 1944) خبرگزاري فرانسپرس بخشي از كارمندان خبرگزاري هاواس را جذب كرده و دفاتر خارجي اين خبرگزاري را دوباره فعال كرد. اين خبرگزاري آميزهاي از سه خبرگزاري در دوران جنگ جهاني دوم است: الف. خبرگزاري مستقل فرانسه مستقر در لندن؛ ب. خبرگزاري فرانسوي ـ آفريقايي مستقر در الجزيره؛ ج. خبرگزاري اطلاعات و اسناد و مدارك در چارچوب حزب مقاومت و پايداري (گروه مقاومت). تا قبل از 1975 خبرگزاري فرانسه هنوز موقعيت قانوني نداشت. در 15 ژانويه سال 1975 پارلمان فرانسه قانوني را به تصويب رساند كه بر اساس آن، به يك شوراي اداري كه شامل خبرگزاري فرانسه (با اكثريت آرا) راديو و تلويزيون و مصرفكنندگان خدمات عمومي و كاركنان خبرگزاري ميشد حق قانوني داده شد. مديريت AFP برعهده رييس اداره اجرايي و يك شوراي متشكل از 15 عضو است. اين 15 عضو عبارتند از هشت نماينده از فرانسپرس، دو نماينده از سوي كاركنان AFP، دو نماينده سرويسهاي دولتي راديو و تلويزيون و سه نماينده از سرويسهاي دولتي كه حق اشتراك خبرگزاري فرانسه را دارا هستند. از اين سه نفر اخير يك نفر توسط نخستوزير، يك نفر توسط وزير امورمالي و يك نفر توسط وزير امورخارجه فرانسه انتخاب و معرفي ميشوند.
شورا، رييس اجرايي را براي مدت سه سال انتخاب ميكند كه اين مدت تجديدپذير است. AFP يك شوراي عالي نيز دارد كه كاملا مستقل و بيطرف اداره ميشود و وظيفه آن نظارت بر انطباق عملكرد اين خبرگزاري با قوانين است. مهمترين و اولين مشتري AFP دولت فرانسه است كه توليدات خبري اين خبرگزاري را براي سرويسهاي مختلف خود خريداري ميكند. اين خبرگزاري روزانه حدود 400 تا 600 هزار كلمه خبر متني، 700 عكس خبري و 50 گرافيك و طرح تصويري توليد ميكند..." [كامل]
"... با يك كليك وارد دنياي مجازي ميشويم، اگر هر سايت و وبلاگ و در كل هر صفحه را يك خانه بدانيم، در روز با خانههاي بسياري در تماسيم كه گاه وسعت بعضي از آنها در حد يك شهر هستند. در اين دنيا هم قوانيني حاكم است. همانطور كه در جامعه هر كدام نامي داريم، براي خود در قدم اول تعيين هويت ميكنيم. شبكهاي از دوستان را مييابيم و يا توليد ميكنيم. در گفتمانها دخالت ميكنيم. با كارت اعتباري خود وارد شبكههاي اقتصادي مجازي ميشويم. اينجا يك جامعه است. نه يك جامعه يكپارچه بلكه خرده فرهنگها هم در آن ميزيند. و لفظي چون فرهنگ سايبر در آن تجلي مييابد..." [كامل]
"زبان، کلمات را به عنوان وسیله انتقال معنی متجلی میکند. اما پیش از ادای هر کلمه و جملهای ما در باره آن میاندیشیم. پس زبان دو کارکرد دارد: اندیشه و ارتباط..." [متن]
هيات منصفه دادگاه مطبوعات مديرمسوول روزنامه ايران را از اتهامات انتصابی تبرئه كرد. [جزئيات]
دكتر حسن نمكدوست: "... وبلاگنويسي، روزنامهنگاري نيست؛ اما بر روزنامهنگاري تاثيرگذار است. اغلب روزنامهنگاري را ركن چهارم ميدانند كه بر دولت نظارت دارد و وبلاگ به عنوان ركن پنجمي مطرح است كه بر روي روزنامهنگاري نظارت دارد..." [متن]
"ما در حال گذر از جامعه صنعت ـ محور به جامعه اطلاعات ـ محور، يا به عبارت ديگر گذر از دنياي فيزيكي به دنياي مجازي هستيم. ورود به عصر اطلاعات و زندگي اثربخش در جامعه اطلاعات ـ محور، مستلزم شناخت ويژگيهاي آن است. يكي از نهادهاي اجتماعي كه در اين عصر دستخوش تغييرات وسيع خواهد شد، نهاد آموزش و يادگيري در سطوح عمومي و عالي است. در گذر به جامعه، اطلاعاتي، نقش عمده بر دوش دانشآموختگان جامعه است و آموزش و يادگيري ميبايد براساس رويكردهاي جديد تنظيم شود. پيشنياز وارد شدن به اين پهنه، گسترش سريع و وسيع آموزش الكترونيكي، از پايينترين تا بالاترين سطح نظام آموزشي كشور ميباشد..." [کامل]
"كتابداران از جمله اولين افرادي بودند كه از اين وبلاگ استقبال نمودند و از آن براي انتشار عقايد، افكار و اطلاعات خود به نحوههاي مختلف استفاده كردند. وبلاگ از آن جهت براي کتابداران مهم است که برخلاف ديگر فناوريها، نيازي به تخصص در ديگر حوزهها ندارد و کتابداران با هر ميزان آگاهي از اينترنت و رايانه ميتوانند نويسنده وبلاگ باشند و از اين وسيله براي ترويج آگاهيهاي خود، معرفي خدمات کتابخانه خود، ارتباط با همکاران ديگر، و افزايش دانش خود استفاده کنند. بهوسيله وبلاگ ميتوان به راحتي خوانندگان و كاربران كتابخانه را از منابع، كتب و مواد جديد مطلع كرد، قوانين و خدمات كتابخانه را منتشر نمود، سوالات مرجع را پاسخ داد، اطلاعات و اخبار جديد در حوزه كتابداري و اطلاعرساني را به سرعت منتشر كرد و براي آموزش كتابداري از آن بهره گرفت..." [کامل]
"به مثابه سير تحول كامپيوترهاي شخصي، طراحي ماوسها نيز نقاط عطف زيادي داشته است. از زمان طراحي اولين ماوسهاي چوبي يك دكمهاي در 1964 توسط دكتر داگ انگلبارت (Doug Engelbart) تا ماوسهاي كنوني با چندين دكمه و فناوري ليزر، تحولات زيادي پشت سر گذاشته شده است..." [بیشتر]
آرزوي مرتضي مميز محقق شد، جشن تولد 70 سالگي مميز شلوغ بود. گرچه کالبد استاد را کسي نديد، اما مميز حاضرترين بود. [اینجا]
به تازگي كتابهاي "رسانههای آمريكا؛ راهبردها و كاركردها" به نويسندگي محمدرضا محمدخاني؛ "روشهای تحقيق رسانهای؛ اندازهگيري مخاطبان، واكنشها و تاثير" تاليف بري گونتو و ترجمه مينو نيكو و همچنين "راهنمای شناخت تلويزيون" به قلم ديويد مك كويين و ترجمه فاطمه كرمعلي و عصمت گيويان از سوی اداره كل پژوهشهای سيما منتشر شدند. [بیشتر]
"قريب به يك قرن پيش، اگر براي ارسال يك پيام خيلي عجله داشتيد ميتوانستيد از تلگراف استفاده كنيد و اگر هم لازم بود پيام را خودتان برسانيد بايد با قطار سفر ميكرديد. حالا چهطور؟
با اين پيشزمينه اكنون به زمان حال برگرديد، به دنياي تلفنهاي هوشمند كه قابليت ارسال ايميل دارند و همچنين سيستمهاي بيسيم نسل سوم.
اگر فكر ميكنيد اين فناوريها خيلي كاربردي هستند و زندگي شما را تغيير دادهاند پس براي يك خبر ديگر آماده باشيد: تكنولوژي جديدي در راه است كه نحوه در دسترس بودن ما را هنگام حركت و جابهجايي كاملا تغيير ميدهد؛ تقريبا به همان اندازه كه تلفن و هواپيما طي 100 سال گذشته زندگي ما را متحول كردهاند..." [بیشتر]

| صفحه اصلی | تماس با من | بايگانی | دریافت با ایمیل | نسخه موبايل |